خرید بک لینک
سلام امام رضا انگار همین دیروز بود که تولدت رو تبریک گفتم و سراغ قول و قرارمون رو گرفتم گفتم میدونم دیرو زود داره اما سوخت و سوز نه اره واقعا هم سوخت و سوز نداشت میدونم که صلاحم رو میخوای و ممنون که کمک کردی خواستم رو فراموش کنم اما خوب حالا یه خواسته دیگه دارم کاش میشد بیام حرم بهت بگم اما امان از

برچسب: بازم,سلام,اینبار, نویسنده: امیر اسماعیلی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 18:08

باران سراسیمه خودش را به شیشه میکوبید دختر انگشتانش را روی سبزه میکشید انگار داشت میان گندم زارهای بچگی اش زیر باران میدوید صدای قرچ و قروچ شیشه پاک کن دختر را از فکر و خیال بیرون اورد - فلکه دومی بود ؟ - آره ماشین فلکه را دور میزند و توی خیابان میپیچد چند دقیقه بعد زیر بارانی که تند تر ش

برچسب: یکشنبه,قبرستان, نویسنده: امیر اسماعیلی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 18:08

میمون بازیگوش سال 95 تو هم دیگه کم کم باید بارتو ببندی و بری تویی که هم سال تولد من بودی و هم قرار بود سال مرگ یا آزادیم باشی اما نبودی و به همون تولد بسنده کردی خروس پرخاشگر و ستیزه جو سلام نمیدونم امسال چی برامون رقم زدی ولی مردونگی کن تو دیگه اذیتمون نکن امسالم مث خیلی سالهای پیش خیلیا رفتن از

برچسب: دیگه,برنگردی,میمون, نویسنده: امیر اسماعیلی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 18:08

درد ما را که زند مرحم درد...جز پریشانی و درد.....آن هم که هست....××× ×××یکی نیست بگه مسافر عشقتو کجا گذاشتی...××× ×××مینویسم از نگاه همیشه منتظرماز چشمان بارانی امازبوسه های نشکفته اممینو یسم برایت از ترسمترس از بی تو ماندن وبی تو رفتنبی تو گفتن وبی تو خواندنمینویسم برایت از نغمه های شبانه ی غمدر ک

برچسب: نویسنده: امیر اسماعیلی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 18:08

صفحه بندی